تبليغاتX
تریبون جوانان - غنچه تازه سبز شده کاکتوس، اما سیاه!

چهارشنبه سوم خرداد 1385

غنچه تازه سبز شده کاکتوس، اما سیاه!

  اما چرا تاکنون چنین اتفاقاتی در این جامعه و بخصوص در میان قشر دانشجوی آن دیده نشده است؟ جواب این سوال را باید در طرح جدید طراحان نظم نوین جهانی و سیاستها امریکا جستجو کرد. چرا که قرار است با ادامه سیاست برهم زدن جوامع برای رسیدن به هدف، ایران را به چیزی شبیه افغانستان یا عراق تبدیل کنند. قرار است با مطرح کردن مسائل قومی و ناسیونالیستی و برهم زدن جامعه رسیدن به هدف خود را کمی آسان تر کنند. چرا که در طرح جدید قرار نیست مردم و کشتار در نظر گرفته شوند. البته طراحان نوین هیچگاه تعداد کشته شدگان و بلایي که قرار است بر سر مردم بیاید مسئله شان نبوده است. با باد زدن حس ناسیونالیستی و تقسیم انسانها به قوم ها و زبانهای مختلف می توانند نظر مردم را از نوع تغییری که قرار است به وجود آید منحرف کند. این تئوری بیست و چند سال پیش و در زمان انقلاب ایران امتحان شده است، ولی آن زمان بجای بزرگ کردن مسئله ملیت ها، اسلام و خمینی را به خورد مردم دادند. این بار قرار است این نوع رهبران اما به مقداری بیشتر در کردستان، آذربایجان، بلوچستان و خوزستان به خورد مردم داده شوند، تا جنگهای قومی برای مشخص شدن مرز بین عرب و فارس، کرد و ترک، تا ریخ خونینی را در ایران به ثبت برساند. ادامه این جنگ ها می توانند راسیست ترین جریانات را در هر یک از این مناطق تقویت کرده و گله ای از حکومتهای فاشیستی در ایران به روی کار بیاورد. جلوگیری از این فاجعه کار ما چپها و نیروهای رادیکال در جامعه است. باید نتفه های این نوع جریانات فاشیستی، و سیاستی که در پس این اعتراضات نهفته است را رسوا و منزوی کرد.
اما  آن روی سکه ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی قرار دارد. نیروی که از روزنامه ایران تا جناحهای مختلف سلطنت طلب آن را تشکیل می دهند، که با تبلیغات ضد انسانی و ناسیونالیستی و با اسم رمز ”ایران متحد“ دارند این سناریو را تکمیل می کنند و خود وجود این نیرو بهانه ای است که بوجود آورنده این نیرو های قومی و ضد بشری است. این شوینیسم ایرانی باید همزمان با جریانات قومی توسط ما کمونیستها توسط ما جناح رادیکال جامعه درهم کوبیده شود.
سخنی کوتاه با معترضین!
27 سال است به نصف این جامعه، یعنی تمام زنانی که در ایران زندگی می کنند توهین می شود، نا عدالتی می شود، زندانی می شوند و به دارشان می آویزند. قدرت اعتراضی شما آن روزها کجا بود؟ 27 سال است که 80 درصد این جامعه زیر خط فقر زندگی می کنند و از یک زندگی شایسته انسانی برخوردار نیستند. 27 سال است که به خاطر فقر این اکثریت جامعه تحقیر می شود. اعتراضات شما و حس انسان دوستیتان این 27 سال در کدامین رویا به خواب رفته بود؟
سالها است که به جرم حرف زدن و آزادی بیان اعدام می کنند. حالا به هر زبانی که حرف زده  باشی. این سالهای متمادی شما چرا در دفاع از انسانیت به میدان نیامدید؟ آیا مهمتر از انسانیت داریم که شما بخاطرش به صفوف سالهای سال مبارزه ما نپویستید؟
نه دوستان، خوابی را که ناسیونالیستهای آذری به همراه بقیه ناسیونالیستها برای آینده ایران دیده اند، خیلی بد برای شما تعبیر شده است. تعبیر این خواب به زبان ساده، یک یوگسلاوی دیگر است! با این تفاوت که جنگهای قومی در ایران فقط در مرزهای مابین کرد و ترک و فارس باقی نخواهد ماند، بلکه دامنه این جنگ به تهران بزرگ خواهد کشید و همسایگانی که تا دیروز با هم به جشن می رفتند، با هم دیگر کار می کردند، مدرسه می رفتند و در پارک بازی می کردند  را به دشمنان خونی هم تبدیل خواهد کرد و یک کشتار  قومی در ایران رخ خواهد داد که تاریخ بشری در  قرن اخیر به خود ندیده است.
احتمال روز افزون حمله امریکا به ایران و خطر از هم پاشیده شدن جامعه بعد از سقوط جمهوری اسلامی و تدارکاتی را که نیروهای قومی در چهار گوشه ایران برای جنگهای داخلی دیده اند را اگر در کنار هم بگذاریم، به سادگی خواهیم دید که اگر همین امروز چپ و رادیکالیسم نتواند به آن اندازه قدرت داشته باشد که بتواند جلوی این تئوريسین های سناریوی سیاه را بگیرد، فردایی تا چه اندازه سیاه در مقابل ما قرار دارد.
اعتراضات اخیر در دانشگاه ها و شعارهای ”آزادت می کنیم اذربایجان“ غنچه تازه در آمده این کاکتوس است که باید با نقد معترضین و بحث با آنها و یا به هر روشی دیگری هزاران نفری را که ممکن است به طور اتفاقی و نداسته با این اعتراضات همراه می شوند را متوجه عاقبت این بازی خطرناک کرد. همین امروز حتی با وجود جمهوری اسلامی باید با سازمان دهندگان این اعتراضات وارد بحث و مجادله شد. باید به این افراد گفت خجالت بکشید، بروید از انسانیت دفاع کنید.


 

 

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 15:8 |  لینک ثابت   •