دوشنبه یکم خرداد 1385
فلسفه حمله هیستریک محمد آسنگران به گارد آزادی و حکمتیستها!
همه ميبينند كه محمد آسنگران، دردهايى دارد. از ناله هايي كه هراز چند گاهى در نوشته هايش بروز ميدهد، ميشود فهميد. او ميداند انقلاب حمید تقوایی کش دار و خسته کننده شده است. كه در جريان مبارزات كارگران شركت واحد خراب كرده اند، اینها در اين رابطه افتضاح بار آوردند و گفتند که رهبری سندیکای واحد باید منحل شود و "رهبران" جدیدی انتخاب شوند. على جوادى و مصطفى صابر در مقابل تامين رهبرى و مقاومت كارگران شركت واحد در مقابل رژيم اسلامى آن همه آخ و تف كردند، آخرین مطلب علی جوادی در مورد گرایش راست و سازشکار سندیکای واحد، نشان میدهد، که بیگانگی اینها به مبارزه کارگری چقدر پایه ای است. اين در حالى بود كه در پلنوم 25 به خودشان در نقشى كه جريان مبارزات شركت واحد داشتند مدال اهدا كردند.!
جناب آسنگران متوجه است كه در جریان مراسم اول مه امسال بویژه در شهر سنندج، موقعیت سکتاریستی اینها رو شده است. و با هارت و پورت هم مثل گذشته نمیتوانند جبران کنند. در یک دوره سعی کردند با خبر گرفتن از کردستان و عکس گذاشتن بر سايتشان وانمود كنند كه با نفوذ هستند! بعد از مدت کوتاهی این روش با شکست مواجه شد، چرا که این شارلاتانیسم مدتها پیش توسط جریانات دیگر آزمایش شده بود.
هشت مارش هم چنین شد. در هشت مارس دنباله رو صف ضد زن ناسيوناليست شدند، پا منبرى شاعره هاى كرد و گوش دهندگان سربزير طلاوت آياتى از قران مجيد شدند. محمد آسنگران مى بيند كه حزبشان در فعل و انفعال جنبش دانشجويى، جنبش كارگرى، زنان و غيره روز به روز پرت تر و بي ربط تر ميشوند. او ميداند كه حكمتيستها در تحرک اجتماعی شهرهاى كردستان نقش دارند. گارد آزادى راه ميندازند، او ميداند كه حضور رهبران و فعالين ما در كردستان عراق و امكان دسترسى به مردم يعنى چه؟ آسنگران محافل پا در هواى درون حزبش را خوب ميشناسد. او ميداند كه مشكلات درونى و فشار بيرونى چيست، آسنگران متوجه است كه درد انتخاب نشدن آذر ماجدى به مقام رئيس دفتر سياسى، و جيغ و داد چشم بسته ليدرشان را بايد او بكشد. محمد آسنگران حق دارد با آن نفرت از سليمانيه و فعاليت حزب ما در كردستان حرف بزند، اما براى كسي كه قبل از جدايى در كميته كردستان با ارفاق در آخر قرار ميگرفت، خيلى مسخره است كه خود و محافل بي ربط درون حزبشان را به رخ كسى بكشد!! اگر حضور در کردستان عراق اتوماتیک مساوی ناسیونالیسم است . اگر حضور وسیع ما به قول ایشان " لشکرکشی" به کردستان عراق بد است ، عالیجناب آسنگران همين چند هفته قبل به كردستان عراق سفر كرده بود، اگر امكانات ندارند آنجا بمانند و اگر لشکر ندارند ، بفرستند ، این دیگر تاوانش به عهده خودشان و موقعیت حاشیه ای آنها است. گناه كسى نيست.
به نظر من محمد آسنگران حق دارد كه نگران باشد، چون او از ساير رهبران حككا بيشتر ميداند كه فعاليت حكمتيستها در جامعه كردستان يعنى چه، او بعد از جدایی "دبیر کمیته کردستان " آن حزب شده و با هزار و یک وعده و فاکت دروغ صفوف حزب و رهبری و پلنومهایشان را قانع کرده بود که در کردستان بسیار قویند و امروز واقعیات سرسخت دستش را رو میکند و دقیقا به منظور فریب دادن صفوفشان و شیر کردن دوباره لیدر بسیار عمیقشان باید با جعل و چاخان اوضاع را پرده پوشی کند و برای آسنگران چه چیزی آسانتر از جعلیات بافتن در مورد ناسیونالیستی نامیدن فعالیتهای رو به گسترش حکمتیستها در جامعه کردستان. ظاهرا مخاطبش را حزب ما قرار داده است، اما در حقيقت دارد با حميد تقوايى و صفوف و محافل رهبرى خودشان حرف ميزند، با زبان بيزبانى ميگويد از سنندج و اين طرف و آن طرف ، ميگويند حكمتيسيها حضور دارند و برگشته اند، دارند گارد آزادى سازمان ميدهند، شما چى ميگويد.؟ جواب اين همه نارضايتى درونی از سیاست انتظار و پاسیفیسم را با "نیروی سوم" ، و جهان متمدن رضا پهلوی و"سیاست سوم" بهروز خلیق از اکثریت نميشود داد. دارد ندا ميدهد كه نگران نباشید با شیطان سازی از حکمتیستها می شود چند صباحی خود فریبی را ادامه داد. در حزبی که دروغگویی و جعلیات دست بالا دارد ، معلوم است علی چاخانها و حمه چاخانها به آسانی بازارشان گرم است و به اسانی دروغ و جعل از استین تولید میکنند و نمونه اش سرهم بندی کردن جعلیات اخیر آسنگران علیه حکمتیستها است. از نظر عالیجناب به آسانی میشود به حكمتيستها، گفت ناسيوناليست، به اينها گفت طرفدار عبدالله مهتدى، به اينها گفت طرفدار جلال طالبانى ،تا موفق شود عده ای ساده لوح را در صفوفشان قانع کند؟!. اگرچه این لحن آسنگران دارد جواب شک و تردیدهای صفوف درون خودشان را نسبت به حککا و ما، میدهد، اما ساختن حزب نفرت و شيطان سازى از حكمتيستها، محمد آسنگران را ناچارا به عاريه گرفتن از ادبيات عبدالله مهتدى و سايرين كرده است.
شما هرگاه بخواهيد اوضاع درون حزب كمونيست كارگرى را بدانيد، بايد به درد دل هاى محمد آسنگران گوش دهيد. او شاخص بيرونى ناهنجارهاى درونى است. اوضاع حككا به طرز غم انگيزى منحصر به فرد شده است. "رهبر" در اين فرقه از همه چيز بى خبر چشم ميبندد، و وردهاى "انقلاب" ميخواند، و "رهبران" هر يك براى خود سازى مي نوازند. كمى كه به سيماى اين حزب نگاه كنيد خواهيد ديد كه چه ترافيكى از محافل و "ليدرهاى" قانونى و غير قانونى بوجود آمده است. فرض کنید کسانی باشند و حرف این حزب را جدی بگیرند؟ اگر كسى از سر اشتباه بخواهد راه حلى را از كانال اين حزب جويا شود، در ميان پيام ها و مصوبات متناض و متضاد اين ترافيك گير ميكند. معلوم نيست اگر شما كارگر شركت واحد باشيد با پيام على جوادى و مصطفى صابر صرات الا مستقيم شويد بهتر است يا پيام آذر ماجدى و حميد تقوايى، و یا گاه گاهی به پیام طفلکی اصغر کریمی به اصطلاح رئیس هیئت دبیران. سر در نمياوريد كه مصوبات پلنوم ها را بايد مبنا قرار داد يا پيام "رهبران" را؟! مسله از فكاهى گذشته است، سوال اين است كه واقعا، صورت مسله محمد آسنگران چيست؟
نقاط قدرت حکمتیستها، عطف توجه به جامعه، وپرداختن به مسائل اجتماعى، فشاری واقعی به صفوف آنها در داخل آورده است، دارد به حمید تقوای میگوید باید فوکوس را بر این نقطه گذاشت، گفت که این ناسیونالیستی، دیپلوماسی و غیره است. دارد میگوید که پاسخ بهم خوردن صف درونی، چه در بالا، پلنوم ۲۵ و انتخاب نشدن آذر ماجدی، و چه در پائین، بی ربطی به مبارزات واقعی و پاسیفیسم و دنباله روی از اپوزیسیون ناسیونالیست و راست در رابطه با بحران جنگی، فرمایشات بی ربط و روضه خوانیهای حمید تقوائی در پالتاک نیست. دارد در پس حمله به ما هوائی بودن رهبری حزب خودشان را به نقد میکشد، که بابا جان این نشد رهبری سکت، که در حالی که صفوف دور از دسترس تاثیرات مستقیم ما متزلزل میشوند. باید به نیروی که این تزلزل را ایجاد کرده است کثیفترین رجزها را خواند، و کارهای واقعی که نظر مردم را جلب میکند، بند و بست و فروش خود به ناسیونالیسم و... جا زد. با این کشمکش در بالای سکت و این فشار از پائین، به شیوه حمید تقوائی و علی جوادی نمیتوان به جائی رسید. شرط اول حفظ یک فرقه و سکت، بالابردن دوز تعصب و پیشداوریهای فرقه پرستی است. حمله بی رحمانه به هر شک و تردید که در صفوف بالا و پايین حککا راه پیدا کرده است، متد و هنرى است كه الحق محمد آسنگران در حككا دست بالايى در آن پيدا كرده است.
در خاتمه بايد گفت، جناب آسنگران نگران نباشيد، همه و حتى اطلاعات جمهورى اسلامى هم از حضور رفقاى ما در سليمانيه مطلعند. راجع به وضعيت درونى ما ژست نياييد، سياست هاى ما روشن و علنى هستند، پرت كردن اهانت بالاتر از طرفدارى از حجاريان را در زرادخانه تان عليه حزب منصور حكمت نداشتيد، مصرف كرديد و نتيجه نگرفتيد، ماجراسازى بند و بست با جلال طالبانى شما كم خاصيت تر از آن است که كسى را به تكان درآورد. نامه نگارى هاى درونيتان بيفايده است، بهتر است واقعيات درونى خودتان را با اعضا خود در ميان نهيد، مشكلات خودتان را به اطلاع اعضا و صفوف پايين برسانيد، مگر شما مدعى نبوديد كه اعضا بايد از مسائل بالاى حزب مطلع باشند، پس آن شعار شفافیت و علنیت چی شد؟ راه سرپوش گذاشتن بر معضلات پلنوم اخیرتان اعلام کمپین یک میلیون دلاری و جعل و چاخان سازی در مورد پلنوم حکمتیستها نیست . اعضای شما دلشان پرپر ميزند تا ماجراهاى پشت پرده انتخابات پلنوم ٢٥ و بعداز آن را بدانند. نگران "نوارهاى" پلنوم ما و "ناسيوناليست" شدن ما نباشيد، فكرى به حال خودتان بكنيد!

