چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385
دو رویداد بزرگ، قدرت رادیکالیسم را در ایران به نمایش گذاشت!
ادامه مطلب
چهارشنبه سوم خرداد 1385
غنچه تازه سبز شده کاکتوس، اما سیاه!
سالها است که اعتراضات چپ و رادیکال فضای دانشگاه های ایران را اشغال کرده است. سالها است که دانشگاه به الگوی اعتراضات رادیکال تبدیل شده است. و دانشجو به این سنت اعتراض کردن آشنا است.
اما در دو هفته گذشته کشیده شدن یک کاریکاتور در روزنامه ایران (که در آن به آذری زبانها توهین شده است) اعتراضاتی را در چند دانشگاه در بر داشت، که با سنت اعتراضات رادیکال دانشجوی در یک تناقض آشکار بود. این بار اعتراضات نه در دفاع از حقوق زن، نه در دفاع از آزادی بیان، نه در دفاع از حق تشکل بود. بلکه یک اعتراض قومی با شعارهای کثیف و ناسیونالیستی بود. اعتراضی بود که می خواست نشان دهد که نیروهای قومی می خواهند چه فردای سیاهی را به ایران بعد از جمهوری اسلامی تحمیل کنند. اگر تا دیروز اعتراضات دانشجوی وعده یک دنیایی برابر و یک زندگی مرفه را در فردای رهایي از این حکومت وعده می داد اکنون نیروهای قومی که با حمایت و خط وزارت خارجه امریکا و سازمان سیاه در چهار گوشه ایران در حال شکل گیری هستند، دارند این خواست واقعی انسانها را که در آن جامعه زندگی می کنند، به بازی می گیرند. باید از ریشه دواندن این نیروهای سیاه در دل تمدن دانشگاهی جلو گیری کرد. باید علیه این بربریت که خود را در اعتراضات اخیر نشان داد موضع گیری کرد. نباید در دام این خط کشی سیاسی افتاد، که هر کس در مقابل جمهوری اسلامی باشد اپوزسیون است و نباید مورد حمله ما جناح رادیکال جامعه قرار گیرد. این اپوزسیون سربازان بوجود آورنده یک سناریو سیاه، بر مزار سالهای سال مبارزه رادیکال ما هستند. این اپوزسیون ساخته و دست پرورده تئورسین های نظم نوین جهانی هستند که قرار است با حمله به ایران و سر کار آوردن این گله های ناسیونالیست، آخرین میخ خود را بر تابوت رادیکالیسم و چپ در آن جامعه بکوبند. اعتراضات اخیر نشان داد که سالها ظلم و ستم، زندان و نابرابری جامعه را آماده یک تحول کرده است. و در صورتی که ما جناح چپ و رادیکال جامعه قدرت را درست نگیریم، آن را دو دستی تقدیم به نیروهای قومی و ناسیونالیست از عرب،کرد، فارس، بلوچ و آذری کرده ایم. این یعنی یک کشتار قومی و فروپاشی کل بنیادهای اجتماعی در جامعه و سالها برگشت به عقب.
ادامه مطلب
دوشنبه یکم خرداد 1385
فلسفه حمله هیستریک محمد آسنگران به گارد آزادی و حکمتیستها!
محمد اسنگران "تئورسین" رهبری جدید حککا، روش تازه ای برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات درونی حزبشان پیدا کرده است! با سرهم بندی کردن جعلیات به اصطلاح از "درون" حکمتیستها میخواهد وضعیت پریشان درونی حزبشان را پرده پوشی کند. در این شعبده بازی به آسانی دستش رو میشود.
بعد از جدایى در حککا گفتند قوی شده ایم و لیدر حزب صدای شیهه اسبها را شنید و پیش بینی کرد که این شیهه اسبها بوی انقلاب می دهد. و مناسکی که به اسم کنگره5 برگزار شد ،کنگره انقلاب نام گرفت! حزبی که با چنین ادعایی در آن زمان اعضای خود را برای مدتی سرگرم کرد، باید جواب این سئوال احتمالی صفوفشان را بدهد که آن "انقلاب فوری مورد نظرشان" چرا این مدت بلند طول کشیده است؟. باید در کوتاه مدت راهی پیدا کند که بتواند جواب دو سال در خانه نشستن حزبشان را بدهد، جواب به صف شدنشان زیر پرچم هخا را بدهد، جواب دو سال دعوت از مردم کردستان برای به خیابان آمدن به همراه پژاک را بدهد،جواب، بوی انقلاب شنیدن از انفجارات الاحواز را بدهد. بايد به نوعى بي وظيفه شدن را توجيه كرد و بيرون زدن اعتراض و تزلزل صفوف خود را مانع شد، رسالت و هنر تعدادی از رهبری جدید آن حزب و از جمله محمد آسنگران اين است! برای نمونه به نوشته آخر محمد اسنگران(دگر ديسي سياسي) نظری بیندازیم.اين نوشته قبل از اينكه "تعرض" به كسى باشد، دفاعى جبونانه و روانى و ناشيانه از اوضاع درهم ريخته و دسته بنديهاى محافل رهبرى اين حزب و به منظور سد کردن هر سئوال واقعی صفوفشان در مورد سیاست و پراتیک حاشیه ای و پر هیاهوی دو ساله اخیر آنها را نمايش ميدهد.
ادامه مطلب
