تبليغاتX
تریبون جوانان

چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384

بحران هسته ای از دیدی متفاوت.

همزمان با  مذاکرات بین المللی در باره بحران هسته ای ایران، وزارات اطلاعات و نیروی های امنیتی از بسیج و حزب الله گرفته تا نیروه ای انتظامی شروع به  تهدید و زندانی کردن فعالان سیاسی نموده اند، که می شود به تهدید های اخیر در سنندج و فشار به خانواده زندانیان رجائی شهر، نگه داشتن اسانلو در بازداشت ...... و احضار های  هر روزه دانشجویان به مراکر باز رسی اشاره کرد.

جمهوری اسلامی اولین قدم در بهره برداری از این  بحران را برداشته است. زیرا اکنون کسی در فکر بازداشت فلان دانشجو یا شکنجه فلان زندانی نیست ! چون بحران اتمی  تمام نشریات، سایتها و تحلیلهای مفسران شرق و غرب را پر کرده است. سرکوب در ایران دارد رشد فزاینده پیدا می کند و دنیا غافل از این سرکوب دارد  در مورد  بحران اتمی ایران چانه زنی می کند.

یقینا قدم بعدی  جمهوری اسلامی بعد از سرکوب فعالان سیاسی استحکام دولت با متحد کردن طرفدارانشان تحت عنوان نبرد با اسرائیل یا امریکا خواهد بود ،که برای شروع این پروسه دولت کنونی احتیاج به یک حمله محدود از طرف امریکا یا اسرائیل به تاسیسات هسته ای خود دارد تا بتواند فضای دوران جنگ را دوباره به ایران تزریق کند و یک بار دیگر ممکن است در این دوران شاهد کشتارهای سیاسی همانند کشتارهای  سالهای 60 و 67 باشیم.

وبلاگ اصلی من

نوشته شده توسط عباس رضائی در 17:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم دی 1384

اوضاع بر وقف مراد ایران است.

ظاهرا روسیه و چین از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت خوداری می کنند و این دقیقا همان چیزی است که بازی را تکمیل می کند.

ایران را سودهای سرسام آور روسیه  و چین ( از تجارت با ایران) از تحریم اقتصادی حفظ می کند.   سرمایه داری در دنیا اجازه بالا رفتن بیشتر قیمت نفت را نمی دهد.

 ولی در عین حال ایران و دولت فعلی به این بحران برای بقایی خود نیاز دارد. پس ایران کوتاه نمی آید و تا مرحله ساختن بمب اتم هم  پیش می رود و تنها گزینه کنونی که می شود برای سیاستمداران جنگ طلب در امریکا و اسرائیل پیش بینی کرد. حمله محدود نظامی به مراکز اتمی ایران است. این هم امریکا و متحدانش را تا حدی راضی می کند ، هم دولت فعلی ایران را منسجم می کند. هر بمب به ایران سالها بر بقای این حکومت خواهد افزود. واین همان چیزی است که دولت کنونی به دنبال آن است

تنها راه نجات را اما باید در میان مردم ساکن در ایران جستجو کرد.

تنها نیروی که می تواند این بحران را خاتمه دهد نیروی متشکل قشر پیشرو در ایران است. اگر طبقه کارگر نتواند در این دوران مبارزات خود را گسترش دهد و اگر نشود اعتراضات دانشجوی و بقیه اقشار مختلف جامعه را با جنبش کارگری  گره زد، یقینا راهی برای نجات از این بحران وجود ندارد. ایران به طرف یک سناریو سیاه تقریبا از پیش پیشبینی شده می رود. و بازیگران آن همه محاسبات شوم خود را کرده اند.

اخیرا مبارزات متشکل سندیکای شرکت واحد امیدهای را در دلها زنده کرد. اما متاسفانه حمایت نشدن این قشر از جامعه توسط بقیه کارگران و مردم ساکن تهران تقریبا می شود گفت که به شکست انجامید. مسئول این سندیکا هنوز در زندان است، خواستهای رانندگان هنوز بر آورد نشده است.

این اعتصاب را حمایت نکردن مردم به شکست کشاند.

بحث در این مورد بسیار طولانی است که در این یاداشت کوچک نمی گنجد.

اما هر چه باشد حماقت دو طرف درگیر در بحران هسته ای ایران می تواند مردم ایران را به کام جنگ یا گرسنگی وحشتناک بکشاند.

نوشته شده توسط عباس رضائی در 18:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم دی 1384

من اگر ساکن تهران بودم یکشنبه به سر کار نمی رفتم!

ساکنان تهران و یک آزمایش ناموفق، من اگر ساکن تهران بودم یکشنبه به سر کار نمی رفتم!

نوشته ای از مصطفی اسد پور برایم خیلی جالب بود. که اعتصاب رانندگان شرکت واحد چقدر می توانست بزرگتر و موفق تر باشد ، اگر ساکنان تهران چند میلیونی آن روز از آنها دفاع می کردند.

اگر آن روز به دانشگاه نمی رفتم چه می شد؟ اگر آن روز مدرسه ام تعطیل می شد چه می شد؟ اگر آن روز فقط یک روز مغازه ام را باز نمی کردم چه می شد؟ اگر کیک جشن تولد همسرم آن روز به دستش نمی رسید چه می شد؟ اگر کت و شلوار فلان مسئول دولتی آن روز به دستش نمی رسید چه می شد؟ اگر اگر اگر ...... حمایتی که می شد از اعتصابیون کرد و ساکنان تهران نکردند.

من از شما می پرسم اگر از حکومت متنفرید؟ اگر همه دنبال یک جرقه برای اعتراض می گردند؟ چرا اتو بوسهای سپاه را تحریم نکردید؟ چرا به نشانه همدردی با کارگران حداقل یک روز کارتان را تعطیل نکردید؟ مگر می شود جامعه را باد ببرد و ما کلاه خود را سفت بچسپیم؟ این دیگر همان کاری است که می تواند جلوی زدن جرقه را بگیرد، همان کاری است که می تواند اعتصاب را نیمه کاره فلج کند، همان کاری است که می تواند همه ما را تنها کند، امضایی همان توافق شکست قبل از شروع جنگ است.

اعتصابات کارگری دارد در ایران کنونی به یک امر هر روزه تبدیل می شود و ما هر روز از این فرصتها برایمان پیش خواهد آمد که بتوانیم یک بار، برای یک بار همه که شده صدای در گلو خفه شده کارگران فلان شرکت یا فلان کارخانه باشیم. می توانیم به اعتصابیون بپیوندیم، در حمایت از اعتصاب، یک روز سر کار نرویم! بچه امان یک روز مدرسه نرود چه می شود؟ اگر به کودک گرسنه اعتصابیون فکر کنید، که نکردید. اگر به فاجعه 12ساعت کار در روز و همچنان زیر فقر بودن اعتصابیون فکر می کردید، که نکردید؟ اگر به سلول انفرادی رهبران اعتصاب فکر می کردید، که نکردید؟ به نظرم اکنون وضع به گونه ای دیگر بود.

بعید نیست که بزودی رانندگان شرکت واحد یک بار دیگر اعتصاب کنند بیایید این بار به آنها ثابت کنیم که تنها نیستند. بیایید به آنها ثابت کنیم جنگ طبقاتی ما پراکنده نیست. ثابت کنیم که می توانند روی قدرت ما، روی انسان دوستی و متنفر بودن ما از جمهوری اسلامی نیز حساب کنند.

من اگر ساکن تهران باشم در اعتصاب آینده، با اعتصابیون خواهم بود.

زنده باد اعتصابیون شرکت واحد

 یادتان نرود طومار حمایت از کودکان را امضا کنید

نوشته شده توسط عباس رضائی در 16:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهارم دی 1384

کودکان در رده احشام وسکتاریسم حاکم بر اپوزسیون!

                                        اگه هنوز امضا نکرده اید؟ امضا کنید

مدتی است که ایران دستخوش تحولات جدی شده است. جامعه جهانی تازه متوجه شده است در ایران آزادی سیاسی نیست؟ تازه متوجه شده است که زندانیان سیاسی در ایران وجود دارند؟تازمتوجه شده است که به زنان ظلم می شود!    ولی هنوز متوجه نیست که کودکان در این جامعه، طبق قانون در رده احشام قرار دارند!

ولی چرا  جنبش ما بشریت متمدن این قدر از هم گسیخته ، بی پایه و بنیان است. چرا ما مدعیان دفاع از کارگران، از حقوق زن، از کودکان تا به این اندازه کم قدرتیم و مبارزاتمان از هم گسیخته و منفرد. دلیل را در چه باید جستجو کرد.

بیایید نگذاریم کودکان در حاشیه قرار گیرند.

 من هم یقین دارم بدون رفتن جمهوری اسلامی تغییری در وضع موجود صورت نمی گیرد. اما شاید این حکومت تا چندین سال دیگر بر سر کار باشد. آیا باید کودکان در طی این سالهای متمادی فراموش شوند؟

روابط دنیایی سیاست در ایران آنگونه شده است که اگر کسی عضو فلان حزب مشخص نباشد و حرکت از طرف حزب خودی صورت نگرفته باشد، مورد حمایت قرار نمی گیرد. و چپ و آزادیخواهی،حقوق زن، حقوق کودک قربانی این سکت اندیشی جریانات مختلف می شود. باید به این اپوزسیون افرین گفت. این سایتها و این عکسها وکاریکاتورهای که هر روز اراه میدهند را باید ستایش کرد. به این انسان دوستی باید درود فرستاد، وجامعه را به این اپوزسیون سپرد.

اگر روزانه جمهوری اسلامی کودکان را اینگونه سلاخی می کند مسئله مهم سایتهای خبری اپوزسیون ما از چپ و راست نیست! ولی اگر فلان فعال سیاسی کلمه ای اشتباه بگوید، هزاران مقاله رنگ وارنگ بروی همین سایتها در نقد یک دیگر قرار می گیرد. گویا کارگر گرسنه، دانشجوی در زندان،دختران فراری وکودکان زیر شمشیر تحوش سنت، منتظر نظرات تئوریک  این دوستان هستند.

بیایید برای چند لحظه به میان جامعه برویم، بیایید چند لحضه خودبینی و تنفر شخصیمان را فراموش کنیم، بیایید با چشمهای باز به این واقعیت نگاه کنیم. که ایران جهنمی دردناک برای کودکان است و ما مجبوریم که سخنگوی کودکان باشیم. مجبوریم  در مقابل ظلمی که به آنها می شود عکس العمل نشان دهیم. مجبوریم نشان دهیم که بشریت متمدن هنوز زنده است و هنوز ما می توانیم دنیا را تغییر دهیم.

مشکل رادیکالیسم در دنیا همیشه این بوده است که سانسور شده است. نگذاشتند  با جامعه سخن بگوید. سرکوبش کرده اند. اکنون دقیقا این کار را خود ما مدعیان رادیکالیسم داریم در حق خود می کنیم. هم دیگر را سانسور می کنیم و صدای هم دیگر را در گلو خفه می کنیم. اپوزسیون کی و چوقت می خواهد از این سکت اندیشی خارج شود؟

رو نوشت این نامه به تمام سایتها احزاب اپوزسیون و سایتهای خبری نزدیک به این احزاب فرستاده خواهد شد.

 شاید برای یک بار هم که شده در دفاع از حقوق کودک در مقابل با کودک آزاری بشود حمایت تمام کسانی را که هنوز مدافع مدنیت در جامعه هستند فراهم کرد.

این حرکت و این کمپین را منعکس کنید.

این طومار را امضا کنید

نوشته شده توسط عباس رضائی در 15:50 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوم دی 1384

روزی به وجدانهای بیدار نشده اتان باید پاسخگو باشید.

امضا کنید

ابعاد کودک آزاری وسیع است،  تا جای که باید تمام موضع های دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. اما گویا کسی دیگر نمی خواهد به وجدانش رجوع کند. کسی نمی خواهد درد را ببیند. کسی نمی خواهد فریاد در گلو خفته کودکان را بشنود.

 آیا با شرکت نکردنتن در این کمپین و حتی منعکس نکردن آن بر این باورید که نمی شود کاری کرد؟

آیا کودکان اکنون دیگر مسئله شما نیستند؟ آیا می توانید مدعی باشید که مردم ایران لیاقتشان بیشتر از فرهنگی است که حکومت حاکم کرده است؟ آیا می توانید کودکانتان را شاد ببینید و این همه کودک آزاری را تحمل کنید و بی تفاوت باشید؟ آیا دنیا تا این اندازه ماشینی و غیر انسانی شده است که کودکان را می شود قربانی کرد و بی تفاوت بود؟ آیا فکر نمی کنید روزی باید به وجدان خود جوابگو باشید؟ به بشریت متمدنی که از این درد و این فاجعه بی خبر مانده است؟ بله سخنم با شما است! شما ای که دارید این متن را می خوانید! به گوشه های از این فاجعه نگاه کنید. و خود را در این کمپین شریک کنید.

کودکان آزار می بینند قانون هم مانع نمی شود

بازداشت 6 پزشک آزری به جرم کودک فروشی

کودک آزاری ، روح و جسم من ازان کیست

کودکی گریان بر صفحه تلوزیون

آیا فکر نمی کنید بی تفاوتی شما ممکن است بر ابعاد این فاجعه بیفزاید؟

تازه این اخباری است که بی بی سی منعکس کرده است! هزاران مورد کودک آزاری روزنه در جامعه اتفاق می افتد و قانونی وجود ندارد! که از حق کودکان دفاع کند. باید بر علیه این بربریت در قرن حاضر عکس العمل نشان داد. و این بسته به حمایت تک تک شما خواننده گان این نوشته دارد.

چکار می شود کرد.

اگر مسئول سایت یا وبلاگ هستید این کمپین و صدای ما را بگوش همه برسانید.

اگر خواننده این نامه هستید طومار را امضا کنید. تا بتوانیم با حمایت شما نهادهای  مدافع حقوق کودک را در سراسر دنیا به واکنش در مقابل این فاجعه مجبور کنیم

اگر می توانید این پتیشن را برای لیست دوستان خود ایمیل کنید.

در صورت امکان متن این پتیشن را به نهادهای مدافع حقوق کودک در کشورهای خود ارسال کنید.

هر کدام از ما اگر فقط یکی از این کارها را انجام دهیم، می توانیم در خوشحال کردن چشمهای کودکان معصوم سهیم شویم.

این کمپین متعلق به هیچ جریان یا حزب و یا نهاد خاصی نیست . ولی از تمام نهادها و احزاب و سازمانهای سیاسی در خواست داریم علیه این کودک آزاری به حمایت ازما برخیزند.

این حرکتی است. که در آن انسان دوستی شما، وجدان شما، بی تفاوت نبودن شما ، کودک دوستی شما، به آزمایش گذاشته می شود. به این کمپین بپیوندید.

وبلاگ من از این  ببعد تا مدتها به این کمپن اختصاص داده خواهد شد. برای مطلع شدن از کارهای که انجام می شود می توانید به این وبلاگ مراجعه کنید. عکسهای و اخبار کودک آزاری در ایران را برای من بفرستید. طومار را امضا کنید

کلیک کنید

نوشته شده توسط عباس رضائی در 14:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم دی 1384

جهان متمدن را از این فاجعه اگاه کنیم!

اینجا را امضا کنید 

امار وحشتناک کودک آزاری در ایران دارد تبدیل به یک فاجعه می شود و دنیایی متمدن یا توجه ای به این فاجعه ندارد یا میدیایی غربی از انعکاس آن خوداری می کنند. باید همراه کوکان شد. این کار ما است. این کار دنیایی متمدن است ، این کار ما بشریت متمدن است. باید به این قشر از جامعه که خود نمی تواند از خود دفاع کند، قشری که نمی تواند بنویسد و فاجعه را علنی کند، قشری که نمی داند حقش چیشت، قشری که چشم به حمایت ما دوخته است. نهایت همدردی را کرد. باید دنیایی متمدن را از این فاجعه مطلع ساخت.

اگر کودک آزاری را محکوم می کنید؟

اگر معتقدید که ما می توانیم دست سنت و مذهب را از سر کودکان کوتاه کنیم؟

اگر مخالف تنبیه کودکان هستید؟

اگر معتقدید که هنوز مدنیت در دنیا باقی مانده است

اگر خود را مدافع آزادی، حقوق زن، حقوق کودک می دانید، بدون در نظر گرفتن تعلقات سیاسیتان، بدون در نظر گرفتن ملیت و نوع نگرشتان به مذهب به این کمپین بپوندید. تا حداقل کار ممکن را برای کودکان محروم از زندگی، کودکان بی سرپرست، کودکان خیابانی، کودکان گرسنه، کودکان زیر توحش سنت انجام دهیم.

ما می توانیم  با یک اتحاد دنیا را به لرزه در آوریم. دنیایی متمدن یقینا ما را تنها نخواهد گذاشت.

با امضایی این طومار و رساندن آن به دست تمام نهادهای مدافع حقوق بشر و مدافعان حقوق کودک جمهوری اسلامی را در این عرصه به عقب برانیم.

خود را صاحب این کمپین بدانید، عضو هر حزب سیاسی هستید، عضو هر سازمانی هستید، سازمانها و احزاب خود را تشویق به حمایت از این کمپین کنید.

وجدانهای بیدار شما تضمین کننده این پیروزی است.

اینجا را امضا کنید

خبری از بی بی سی در این مورد

نوشته شده توسط عباس رضائی در 18:43 |  لینک ثابت   •