تبليغاتX
تریبون جوانان

شنبه بیست و هشتم آبان 1384

لرزه بر اندام حکومت، کردستان فقط چند قدم جلو تر است!

 

اعتراضات پیاپی در کردستان به هر بهانه ای و اعتصاب متحدانه 16 مرداد و اکنون در تکمیل این اعتراضات، اعتصاب های  پیاپی کارگران نساجی سنندج و امروز حمایت کارگران شاهو از آنها دارد بازی را وارد مرحله تازه ای می کند.

اعتراضات  در کردستان بنا به دلایل ساده ای همیشه چند قدم از  بقیه ایران جلو تر بوده است. هر اتفاقی در کردستان افتاده است بازتابش چندی بعد سراسر ایران را فرا گرفته است. آیا این اعتصابات  با خواستهای مدرن و حمایت کارخانه های مختلف از هم  بزودی در ایران فراگیر می شود؟ جواب به این سوال به نظر من مثبت است.

به این دلیل که جمهوری اسلامی نمی تواند جلوی سرایت این اعتصابات به بقیه کارخانه ها و مراکز صنعتی را بگیرد.

 شکست اقتصادی جمهوری اسلامی و سرمایه داری اسلامی در ایران، ناتوان بودن سرمایه داران ایرانی در رقابت با بقیه رقبایشان در سراسر جهان و در نتیجه کم کردن مزد کارگر یا پرداخت نکردن آن. کارگران را به این نتیجه خواهد رساند که چیزی جز زنجیرهایشان برای ازدست دادن ندارند. تاوان پیشرفته بودن لوازم تولید در بقیه نقاط جهان را کارگر ایرانی باید بپردازد واین اقتصاد که بر این پایه بنا نهاده شده است ثبات نخواهد داشت. به این مشکل اساسی حکومت اکنون بعد از انتخاب احمدی نژاد باید کار شکنی جناح سرمایه دار جامعه به رهبری رفسنجانی برای تصاحب قدرت را نیز اضافه کرد.

این امر خواسته یا ناخواسته کارگران را به اعتصاب می کشاند. عاجز بودن حکومت از پرداخت مزد کارگران و پاسخگو نبودن آن به اعتصابات آرام کارگران و در نتیجه رکود بیشتر اقتصاد ایران در ادامه اعتصابات کارگری،  جمهوری اسلامی را به اخرین انترناتیو راست جامعه برای سرکوب اعتصابات و اعتراضات چپ خواهد کشاند. واین یعنی سرکوب!  و طبق اصل عمل و عکس العمل در نتیجه سرکوب، اعتراضات کارگری به خشونت کشیده خواهد شد. در طول تاریخ شاهد بوده ایم که اعتراضاتی که به طور کلی به خشونت کشیده می شوند، دیگر تا سرنگونی حکومت وقت پایانی نداشته اند.

اعتراضات دانشجوی ، این دوره تقابلی عریان!

یک سال به عقب برگردیم 16 آذر 1383 شعار آزادی و برابری دانشگاهای ایران را پوشاند. خبر گذاری های  حکومت مجبور به پخش تصاویری شدند که دستهای گره خورده دانشجویان را در حالی نشان می داد که فریاد می زدند آزادی برابری و پلاکاردهای با این مضامین در دستشان بود. جلوی این اعتراضات گرفته شد! ولی این اعتراض دانشجوی به خشونت کشیده نشد ! زیرا زمام داران وقت تجربه 18تیر چند سال پیش را داشتند و بیشتر سعی کردند تا با نفوز در میان محافل دانشجوی هر چه می توانند چاشنی اعتراض را کم کنند و رادیکالیسم  را در این اعتراضات رقیق کنند.  اما امسال کمی فرق می کند، سرکوب دارد در ایران فرموله می شود و در آنسوی خط هم اعتراضات رادیکال تر و این  باعث رودر رو شدن این دو بخش جامعه در مقابل هم خواهد شد. دانشجوهای که با شعار های رادیکال به خیابان می ریزند و حکومتی که یقینا دست  به سرکوب خواهد زد و در نتیجه با اعتراض خشونت امیز دانشجویان روبه رو خواهد شد. به نظر من خشونت از این پس یک پایه جدا نشدنی اعتراضات است و بنا به این دلایل  تحولات ایران وارد مرحله تازه ای خواهد شد، که هر آن ممکن است یک اعتراض کوچک، سراسری شود و نقاطی را از دست حکومت خارج کند. دو طرف قضیه و دو طرف درگیر، این مسئله را درک کرده اند که اگر در مقابل خشونت کوتاه بیایند بازی را باخته اند.

انزوای انجمن های اسلامی و دو خردادی های سابق در دانشگاه!

شکی نیست که اعتراضاتی که به خشونت کشیده می شود سریعا روبه رادیکال شدن می روند و این امر طرفداران ریز و درشت حکومت را به شدت در درون دانشگاه ها منزوی می کند. انجمن های اسلامی که پایه نفوز جریان دو خرداد در درون دانشگاه بودند هویتشان برای همه رو شده است. این انجمن ها  و رهبران دو خردادی آنها دیگر نمی توانند و نمی خواهند با این اعتراضات همراه شوند و این امر این طرفداران خجالتی حکومت را در درون دانشگاه منزوی می کند. منزوی شدن انجمن های اسلامی یا نماینده های دولت در دانشگاه، جنبش دانشجوی ایران را کاملا بمبی  آماده انفجار خواهد کرد.

اما اکنون جنبش دانشجوی نیازمند تشکلهای مستقل و علنی است که در مقابل این اتفاقات پیش آمده بتواند قدرت و انسجام خود را حفظ کند. هر گونه تشکل گریزی در میان جامعه دانشجوی به سرکوب شدن اعتراضات این قشر مشخص کمک خواهد کرد. اکنون زمانی است که محافل کوچک که در دانشگاه ها به وفور یافت می شوند حول یک برنامه مشخص دور هم جمع شوند و تشکل های وسیع تری را با ایین نامه و برنامه مشخص تشکیل دهند. زمان کم است باید جنبید زیرا اگر اجازه دهیم سرکوب نهادینه شود دیگر جلوی نهادینه شدن تشکل را خواهند گرفت.

کارگر، دانشجو جز اتحاد راه دیگری نیست!

جنبش کارگری و جنبش دانشجوی در طول تاریخ  همیشه اگر نگویم، بارها در کنار هم ایستاده اند و از خواستهای هم دفاع کرده اند. در 16 آذر پارسال  جنبش دانشجوی با بالا بردن پلاکاردهایشان نشان داد که از خواستهای کارگران دفاع خواهد کرد. اتفاقات  روز جهانی کارگر و دعوت از  رهبران کارگری برای سخن رانی در دانشگاه یک بار دیگر  نزدیکی خواستهای این دو قشر از جامعه را بهم نشان داد. و اکنون یک بار دیگر دارد این امر ضروری می شود که این دو جنبش شانه به شانه هم در مقابل ارتجاع در کمین نشسته به مبارزه بر خیزند. هم کارگران و هم دانشگاه به شدت به چپ چرخیده  خبر دارند که منافع شان در این جنگ و گریز به هم  بسته است و همین خواستهای مشخص و هدف مشخص این دو جنبش را در تحولات آینده ایران  در هم خواهد تنید.

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 16:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384

به رفقای رهبری حزب کمونیست کارگری ایران حکمتیست، سازمان جوانان حکمتیست.

کمونیسم بدون حزب، بدون تشکل، بدون داشتن نقشه ای برای گرفتن قدرت سیاسی ، فقط یک داستان جالب و انسانی است. و کمونیستی که خود را متشکل نکند و برای رسیدن به هدف تلاش نکند یا به خود  دروغ می گوید یا سعی می کند به دیگران نشان دهد که کمونیست است.

حزب حکمتیست در شرایط کنونی با تمام نقطه ضعف هایش بهترین انترناتیو ممکن است. شمعی است که در این تاریک خانه که به وسعت ایران است، روشن شده است. شمعی که اگر موفق شود می تواند جهان تاریکی را روشن کند. در هر چه بیشتر فروزان کردن این شمع باید کوشید. باید به این حزب پیوست.

من اینجا رسما می خواهم که از حزب کمونیست کارگری ایران_حکمتیست و سازمان جوانان حکمتیست تقاضای عضویت کنم. برایم مهم است که در آینده پرپیچ و خمی که در انتظار حزب ، طبقه کارگر، جوانان، زنان و کودکان هست نقشی بازی کنم هر چند این نقش کوچک باشد.

صادقانه به یک مسئله اعتراف می کنم که تصمیمم برای استعفا عجولانه بود و در یک شرایط کاملا غیر نرمال استعفا دادم. شرایطی که رفقا در بوجود آوردن آن بی تاثیر نبودند.

من نمی توانم در این شرایط که جامعه ایران دارد وارد حساس ترین مرحله تاریخ خود می شود عنصری غیر فعال باشم. نمی خواهم در زمانی که هزاران نیروی سیاه دارند برای آینده مردم و کشاندن جامعه ایران به یک سناریو سیاه نقشه می کشند، در گوشه ای  ساکت باشم. یا فقط مسائل را تحلیل کنم. برایم کاملا سخت و غیر قابل تحمل است.

 همین جا می خوام از تمام رفقایی که بعد از استعفای من، من را مورد لطف قرار دادند و من را تشویق به پیوستن دوباره به حزب کردند تشکر کنم. رفقا مبارزه در صفوف شما مایه افتخار است.

زنده باد حکمتیسم

عباس رضائی

www.javanx.blogfa.com

نوشته شده توسط عباس رضائی در 0:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384

جايگاه گارد آزادی!

  نقدی بر سنگ اندازی رهبری کنونی حزب کمونیست کارگری. و بقیه جریانات سنتی.

سوالی از منصور حکمت ، 6 سال پیش.

انترناسيونال: در چشم انداز آتى اوضاع، جايگاه فعاليت نيروى مسلح را در چهارچوب استراتژى سياسى حزب کمونيست کارگرى چگونه ميبينيد؟
6
منصور حکمت: هر نيرويى بخواهد در آينده کردستان نقش بازى کند، بايد به بُعد نظامى فعاليت و به خصلت مسلح سازمان سياسى بطور جدى فکر کند. دولتهاى مرکزى در چند کشور، و رژيم اسلامى بطور اخص، نظاميگرى و اسلحه را وارد معادلات سياسى کردستان کرده‌اند. هر ابراز وجود سياسى مردم کردستان تاريخا به طرق نظامى سرکوب شده. دشمنان مردم در کردستان هميشه با تعلق به چند جريان مسلح اصلى تعريف شده‌اند. حزب کارگرى، هر قدر هم که در آرزوى يک تعيين تکليف سياسى و غيرنظامى باشد، در اين اوضاع بايد توان دخالت نظامى در بالاترين سطح را داشته باشد. شهرها، جنبش طبقه کارگر، اعتلاى سياسى و قيام شهرى مفاهيم اصلى در استراتژى حزب کمونيست کارگرى هستند. نيروى مسلح حزب بايد در خدمت اين روند باشد. اما اگر لازم شود، اگر شرايط به نحوى پيش برود که چنين ايجاب کند، نيروى مسلح حزب بايد بتواند ابزارى براى ايجاد يک ارتش کارگرى با وظايف اساسا نظامى باشد. اوضاع ايران و کردستان پيچيده است و حزب بايد براى هر احتمال و هر سير تحولى آماده باشد. اين بدون تلاش براى ساختن يک نيروى مسلح مؤثر و ايجاد پتانسيل حضور نظامى وسيع ممکن نيست.

خط تاکید از من است.

انتظار می رفت که علیه گارد آزادی همه بنویسند و کاغذ سیاه کنند. چرا که این در فلسفه وجودی چپ سنتی نمی گنجد. و دیگر جریانات هم از تشکیل یک نیروی مسلح چپ در هراسند.

اما سوال اینجا است که چرا رهبری حککا به این کمپین(البته با مدتی تاخیر) پیوست؟

نوشته ای  از حسن صالحی در سایت روزنه بند ها را آب می دهد. به این چند فاکت از این نوشته توجه کنید.

نمونه اول

اینکه امروز بر عده ای وحی نازل شده است که مبارزه بر علیه فدرالیسم و قومی گرایی در گرو داشتن نیروی مسلح است، حقیقتا ربطی به مبارزه واقعی و همه جانبه علیه مخاطراتی که جامعه ایران را تهدید می کند ندارد.

نمونه دوم.

از نقطه نظر تئوریک این دوستان سابق ما به تصرف قدرت سیاسی بدون انقلاب اعتقاد دارند و بر این باورند که با ۱۰ هزار نفر نیروی نظامی می شود به خانه ۳ رهبر جمهوری اسلامی ریخت و کار رژیم را یکسره کرد. این تفکر به ناگزیر آلترناتیو "میان بر" دیگری جز بندو بست از بالا و یا انجام ماجراجویی نظامی در برابر خود نمی بیند.

این دو فاکت از نوشته حسن صالحی است.

گویا این " ممنوعیت" فقط برای ما کمونیستها وجود دارد. گویا فقط قرار است که ما نیروی مسلح نداشته باشیم. گویا فقط ما حق نداریم  برای گرفتن قدرت، سازمان دهیم و دست به اسلحه ببریم. گویا قرار است یک بار دیگر این بار از طریق حککا  حزب و قدرت سیاسی نقد شود. رفقا توانای انجام هر کاری را نداشته باشند آن را  با  تئوری های  من در آوردی محکوم می کنند و حکم غیر کمونیست بودن به آن می زنند. دلیلش را نمی دانم!

 چرا تا قبل از انشعاب این نیروی مسلح بازوی حزب بود. و همه برای فاتحان شهرهای  سنندج و مریوان هورا می کشیدند و این حاکمیت دوگانه را ناشی از قدرت حزب می دانستند. چه شده است؟ چه اتفاق عجیب و غریبی افتاده است که اینگونه رهبری نه فقط حککا بلکه همه چپ های سنتی را اینگونه هراسان کرده است. مگر نه این که این گارد قرار است آزادی، برابری، و رفاه را پاسداری کند. مگر نه این که این گارد  قرار است شورا های کارگری و آزادی احزاب را پاسداری کند. پس این همه داد و بیداد چپ و انهم از نوع کارگریش برای چیست؟ دلیل روشن است فاصله عمیقی که اکنون میان حککا و منصور حکمت افتاده است دارد این حزب و رهبرانش را آرام آرام و با ترس! به سوی نقد منصور حکمت و تئوری  حزب و قدرت سیاسی می کشاند.

منصور حکمت در بحث حزب و قدرت سیاسی چنین می گوید.

" به عنوان يک حزب، شرايط و اوضاعى را که براى کسب قدرت سياسى آماده هست، بشناسيد و دست بکار تأمين ملزومات آن بشويد، آنوقت اين شانس را داريد که قدرت سياسى را بگيريد و تبديل به حزب اکثريت بشويد، يعنى حزب اکثريت جامعه. اين مکانيزم اکثريت شدن است و نه بر عکس يعنى اکثريت شدن مکانيزم کسب قدرت."

شرکت در دولت موقت تزی کفر آلود.

تمام جار و جنجال رهبری کنونی حککا بر سر طرح این مسئله است که دولت موقتی ممکن است تشکیل شود . آن زمان کمونیستها چکار باید بکنند.

به نظر من خیلی ساده است ما ممکن است برای گرفتن قدرت پیش برویم، زورمان نرسد. قدرت  دو گانه یا چند گانه شود. که این برای آینده  کشوری مثل ایران بسیار محتمل است. آن زمان چه باید کرد؟ جواب این سوالات سالها پیش توسط منصور حکمت داده شد. اینکه ممکن است ما بخشی از قدرت در جامعه باشیم. ما نماینده قشر رادیکال و سوسیالیست جامعه باشیم در تئوری های حپروتی این دوستان نمی گنجد. وبه همین دلیل فکری برای آن نمی کنند و طرحی برای آن ندارند. ساده است  رهبری کنونی حککا هیچگاه قدرت یک حزب را ندیده است. هیچگاه به خود این اعتماد را هم ندارند که بتوانند 10 نفر را به دنبال خود بکشاند و این امر این دوستان را به این نتیجه می رساند که نباید فعلا دست به اسلحه یا قدرت برد تا توده های کارگری سازمان داده شوند.

آمدیم ما 20 سال توده های کارگری را سازمان دادیم بعد انقلاب نشد و کارگرانی را که به حزب سمپاتی پیدا کرده اند یا بازنشسته شدند یا نا امید، آن وقت چکار می شود کرد؟ کمونیسم و نفوذ در میان کار گران را که نمی شود مثل داستان رستم سهراب سینه به سینه منتقل کرد. پس باید دوبار از اول شروع کرد. کاری که متاسفانه سالهای سال است چپ در سراسر جهان انجام می دهد. هیچ گاه به تصور چپ سنتی نیامد که حزب کمونیستی در یک جهش و یک طلاتم انقلابی اگر دست به قدرت ببرد می تواند توده ای شود. و متاسفانه باید گفت که حککا اکنون به این اردو سنتی پیوسته است.

اما اصل موضع، دولت موقت

دولت موقت با ما چگونه دولتی است، دولت موقت بدون ما چه دولتی می شود؟

حزب حکمتیست منشور سرنگونی خود را منتشر کرده است. قرار است در دولت موقت  آینده برابری انسانها به رسمیت شناخته شود. قرار است کل نیروهای نظامی کنونی و داردسته های حزب الله  منحل اعلام شوند. آزادی احزاب به رسمیت شناخته شود. برابری زن و مرد به رسمیت شناخته شود. ..... منشور سرنگونی......... این دولت موقتی است که اگر ما و مردم  در آن شرکت داشته باشیم در غیر این صورت دولتی که در آینده ایران بعد از جمهوری اسلامی تشکیل خواهد شد چیزی بهتر از دولت فعلی عراق یا افغانستان نخواهد بود. پس چرا شرکت در چنین دولتی باید جرم باشد؟ این را باید از کسانی پرسید که  نمی توانند تصور کنند که کمونیستها هم می توانند در تحولات جامعه دخیل باشند و چون این ناتوانی را در خود می بینند به تز، آماده کردن طبقه کارگر رو می آوردند که عملا پاسیو بودن خود را توجیه کنند.

حزب حکمتیست سنتها را در نوردیده است و پرچم دخالت در قدرت و گرفتن قدرت توسط چپ جامعه را برداشته است. اگر نمی توانید یا نمی خواهید در این امر سهیم شوید! بهتر است در این راه پر مخاطره سنگ اندازی هم نکنید.

 

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 19:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم آبان 1384

گارد آزادی آخرین سنگر چپ!

 www.javanx.blogsky.com

حزب حکمتیست در پلونوم سوم خود  به گارد آزادی رسمیت بخشید، گاردی که عملا وجود داشت. و این را حضور چند باره رهبران کمونیست در میان مردم نشان داده بود.

اما ضرورت تشکیل گارد آزادی چه می تواند باشد؟ و آیا این طرح به سر انجام خواهد رسید؟ این سوالات می تواند ذهن تمامی  کسانی را که سعی می کنند در جلو گیری از عراقیزه کردن ایران نقشی بازی کنند را به خود مشغول خواهد کرد. هر چه باشد در ایران کنونی گارد آزادی تنها امید عملی و کار آمد  برای نجات  این جامعه خواهد بود. در این شکی نیست که در کوتاه مدت و با وجود تنفر شدید توده های مردم از جمهوری اسلامی باز این بازوی مسلح چپ، نمی تواند در مقابل ارتش تا دندان مسلح جمهوری اسلامی  نقش به سزایی ایفا کند. پس چرا تشکیل این نیروی مسلح از هم اکنون ضروری شده است؟

گارد آزادی در مقابل نیرو های سناریو سیاه!

هر جور که اوضاع آینده ایران را پیش بینی کنیم، بعد از خارج شدن قدرت از دست حکومت کنونی، نیروهای مسلح در چهار گوشه ایران تشکیل و در صدد تصاحب قدرت خواهند بود و این جنگ قدرت می تواند ایران را شبیه افغانستان در استانه سقوط دولت شبه کمونیستی دکتر نجیب الله تبدیل کند. که ثمره آن سالها جنگ و کشتار، غارت و چپاول و در نهایت سر کار آمدن یک نیروی ارتجاعی شبیه طالبان! ( با این تفاوت که در ایران شانس به قدرت رسیدن یک نیروی  ناسیونالیست فاشیست ضد مذهب بیشتر است) . برای جلو گیری از این فاجعه و این سناریوی که همه خود را برای آن دارند آمده می کنند، گارد آزادی تنها انترناتیو ممکن است. زیرا از هم اکنون نیروهای ناسیونالیست مسلح در کردستان، سازمان سرباز سلطنت طلبها و بقیه نیروهای ناسیونالیست در اذربایجان و بلچستان و اخیرا در اهواز دارند به این سو می روند.و از هم اکنون طرح جنگهای داخلی را ریخته اند و دارند در میان بقیه نیروها به دنبال متحدانی برای خود می گردند. اشتهای رسیدن به قدرت در میان این نیرو ها آنقدر زیاد است که می تواند ایران را صد سال به عقب باز گرداند. واما گارد آزادی بازوی مسلح چپ و تنها سنگر مردمی خواهد بود که می خواهند خود و با اراده خود جلوی این فاجعه را بگیرند. گارد آزادی از هم اکنون تشکیلاتش  ساخته شده است و تنها کار باقیمانده این است که این تشکیلات را به میان مردم و به محلات و کارخانه ها و حتی دانشگاه ها برد. گارد آزادی با یک سنت مدرن می تواند جوابگوی خواست کنونی جوانان به میدان آمده و آمده قیام باشد. جوانانی که می داند هر گونه تعرض امریکا یا متحدانش به ایران  به چه فاجعه ای خواهد انجامید.

 نیروی مسلحی که قرار است در خارج کردن اخرین سنگر های  ارتجاع از دست حکومت کنونی  به میدان بیایید . گاردی که قرار است آزادی بیان، آزدی تحزب، برابری زن و مرد، و یک زندگی انسلنی را محافظت کند. شکی نیست که برای جلو گیری از این فاجعه باید به این نیروی مسلح پیوست.

 اما این حرکت و این تصمیم حزب  کمونیست کارگری حکمتیست می تواند در صورت به پیروزی نرسیدن به یک فاجعه برای خود حزب تبدیل شود! زیرا با این تصمیم بزرگ و بی نهایت انسانی این حزب صدها قدم به جلو رفته است. جلو رفتنی که دیگر راهی برای برگشت ندارد. تمام پلها پشت سر این حزب خراب شده است و این حزب مجبور است به هر قیمتی که شده مدنیت را در آینده ایران تضمین کند. در غیر این صورت هم ایران دچار فاجعه خواهد شد وهم  مدنیت و هم اینکه دیگر این حزب در آینده ایران نمی تواند نقشی ایفا کند.

 گارد آزادی با این تفکر اکنون فقط یک دشمن ندارد!

تمام نیرو های مسلح راست ، باقیمانده نیروهای مسلح کنونی و چپ  سنتی  که یقینا در آینده برای محافظت از خود در خط مش چریکی متحد خواهد شد را در مقابل خود خواهد داشت . و این نیرو باید توان مقابله با این نیرو ها را  داشته باشد.  و این کار فقط از یک نیروی توده ای و یک ارتش مدرن و منظم بر خواهد آمد. گارد آزادی باید با اغوش باز از تمام کسانی که می خواهد جلوی این سناریو سیاه را بگیرند، جدا از تفکر سیاسیشان استقبال کند. این نیرو باید از حالت حزبی خارج شده و توان عضو گیری در میان توده های غیر حزبی را داشته باشد. و به نظر من تنها فرمولی که می تواند این طرح را به شکست بکشاند سکتاریسم است! که من یقین دارم در این گارد جای نخواهد داشت.

حزب حکمتیست  با  این طرح انسانی نشان داد که تمام نگرانی منصور حکمت، تمام انسان دوستی این انسان بزرگ  از پاشیده شدن شیرازه جامعه را با خود حمل می کند.

abbas_rezaei2004@yahoo.com

مطالب مربوط به تشکیل گارد آزادی

جایگاه گارد آزادی برای حزب حکمتیست.مجید حسینی

اعلام تشكیل گارد آزادی و هراس ناسیونالیستها! عبدالله شریفی

 

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 16:17 |  لینک ثابت   •