تبليغاتX
تریبون جوانان

دوشنبه سی و یکم مرداد 1384

افسانه گنجی تمام شد!

جمهوری اسلامی باید از گنجی تشکر کند! 

با گنجی، مردم را از اعتراض به احمدی نژاد و از دخالت مردم ایران در اوضاع کردستان، بر حذر داشتند.

خبر پایان اعتصاب غذای گنجی را همه شنیدند، خوشحالم که ایشان اعتصاب غذای خود را شکستند!

با اینکه می دانستم گنجی برای جمهوری اسلامی خودی  و آخر  بازیش معلوم است.

جنبش دو خرداد چه در داخل و چه در خارج از حکومت شکست خورد، گنجی که بار شکست کنفرانس برلین را حمل می کرد، تن به شکست دیگری داد. اگر چند سال پیش چپ و کمونیسم در برلین و در خارج کشور شکستش داد، همه بر این گمان بودند که این جنبش تنها در خارج کشور وجود دارد و کسانی مثل گنجی در داخل کشور قهرمانند.

اما وقایع  دو ماه گذشته نشان داد که گنجی قهرمان نیست، یک مهره رژیم است که اکنون مورد غضب قرار گرفته است. فردا ممکن است کاندید مجلس، یا رئیس جمهوری همین حکومت شود.

گنجی انتظار داشت در فراخوان برای نجات جان گنجی توده های میلیونی مردم به خیابان بیایند و گنجی را بر فراز تاریخ معاصر ایران به پرواز در آورند! ولی هم گنجی دید و هم همه دیدند، که گنجی بجز تعدادی وبلاگ نویس و دو خردادی شکست خورده ، و برادران اصلاح طلبش در خارج کشور کسی را با خود ندارد. به چند دلیل اکنون طرفداران گنجی باید به مردم پاسخگو باشند.

با پر سر و صدا کردن مسئله گنجی  اتفاقات کردستان در ایران را به حاشیه کشاندند! کشته شدن چندین نفر و دستگیری بیش از 1000 نفر در حاشیه اعتصاب  گنجی قرار گرفت! این جنایت در حق مردم بپا خواسته بود، این بزرگترین کمکی بود که می شود به نگه داشتن جمهوری اسلامی در قدرت کرد.

 اما دستگیر شده های کردستان مثل گنجی خودی نیستند!

برهان دیوانگر، رویا طلوعی..... و هزار نفر دیگری که در زندان هستند، حتی  معلوم نیست کدامین زندانند! زنده اند یا نه؟ به شدت شکنجه می شوند یا نه؟ همین امروز یکی از آنها در اولین ملاقاتش به خانواده اش گفت که با شکنجه مجبورم کرده اند به قتل مامور نیروی انتظامی اعتراف کنم، در حالی که چنین نکرده ام.

ولی کجا  هستند آن آزادیخواهان که برای گنجی داشتند اعتصاب غذا می کردند، نامه می نوشتند، امضا جمع می کردند، و ندای "ما اهل کوفه نیستیم گنجی تنها بماند" را سر می دادند.

بوش کجا است ، چرا پیام نمی دهد، چرا به مردم 16 مرداد را تبریک نگفت، چرا تیتر سر خط اخبار هر روز رادیو فردا  نمی شود؟ بی بی سی چرا خشکش زده است؟ جواب همه این سوالها معلوم است.

جنبش کردستان نه در شروع  ولی خیلی زود به چپ چرخید! متمدن شد! خواستهای متمدنی داشت، و تقویت رادیکالیسم  و چپ بود. همین همه را زمین گیر کرده است.

جنبش اعتراضی در شهرهای کردستان سرنگونی طلب بود، کلیت جمهوری اسلامی را نشانه رفته بود، نه جنبش رفراندوم بود، نه جنبش اصلاحات و انقلاب مخملی! این جنبش سرنگونی طلب، دیگر متعلق به جنبش گنجی و خاتمی و برادران شان در خارج کشور نبود.

این جنبش مردم به تنگ آمده ایران از دست کلیت نظام بود، جنبش ستمدیده گان ، جنبش ضد مذهب، جنبشی که دشمنی تاریخی، به قدمت تاریخ بشری با جنبش گنجی و امثال گنجی دارد.

نوشته شده توسط عباس رضائی در 21:12 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم مرداد 1384

ایران سرزمین مردهای بی غیرت!

   پاسدار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در سخنانی به ضرورت مبارزه برای ریشه کن کردن بد حجابی در ایران پرداخت و وعده داد که" بزودی طرح حجاب اجرا می شود "                               

از سوی دیگر محمد تقی رهبر، عضو کمسیون فرهنگی مجلس " مردان ایران را بی غیرت خواند که اجازه می دهند زنها و دخترانشان بد حجاب در اماکن عمومی ظاهر شوند". وی در ادامه گفت "از این پس  لباس بدن چسپ و آستین کوتاه نیز برای مردان ممنوع خواهد شد و دانشجویانی که این امر را رعایت نکنند در پایان سال با مشکلاتی جدی روبه رو خواهند شد".

و اما مسئله غیرت و چرا مردهای ایرانی بی غیرتند؟

در اسلام و در سنتهای کهن و پیش و پا افتاده  قرون پیش، حمله به حقوق زن و پایمال کردن حقوق پایه ای جامعه زنان "غیرت" و "ناموس" نام گرفت و این لکه ننگ همچنان بر پیشانی قشر حاشیه ای جامعه و کسانی که در مناطق فقیر نشین و حتی بعضا در شهرهای بزرگ زندگی می کنند همچنان وجود دارد.

متاسفانه این افراد حاشیه نشین اکنون حکومت را در اختیار گرفته اند، و این سنت و فرهنگ عقب افتاده خود را در جامعه تبدیل به قانون کرده اند. این افراد به هیچ نحوی حاظر به از دست دادن فرهنگ خود که پایه اصلی قدرت آنها را تشکیل می دهد نیستند. زیرا با زیرو رو شدن فرهنگ جامعه و مدرن شدن قوانین حاکم بر آن، این حاشیه نشینان جامعه قدرت و در پی آن ثروت های خود را از دست می دهند.

و اما مردم متمدن و ساکنان جوامع  و شهرهای بزرگ ایران هنوز بعد از سالها زیر بار این فرهنگ حاکم نرفته اند و خانواده ها ی ایرانی بسیار مدرن تر،  از قوانین حاکم بر ایران هستند . این اختلاف آنقدر زیاد است که قابل مشاهده در همه عرصه های روزمره زندگی مردم در جامعه است.

مسئله غیرت و ناموس بخشی از آن اختلاف است.

 در نزد حاکمان کنونی ایران این لغات و این آیین کهن باید رشد یابد! زیرا نیروی که این حکام را درقدرت نگه می دارد، در این شرایط رشد می کند و در چنین جامعه ای پرورش می یابد.

اما مردم ایران هیچ گاه زیر بار این فرهنگ پوسیده نرفتند، من یقین دارم اگر امروز ایران آزاد شود، فروش آبجو از سجاده  و تسبیح بیشتر خواهد بود، من یقین دارم  اندی محبوب تر از خامنه ای و لیلا فروهر محبوب تر از خاتمی خواهد بود. در این شکی نداشته باشید که اسلام مورد حمله کامل و تمام جانبه از طرف جوانان قرار خواهد گرفت. شک نکنید دیسکوها و کابارها پرتجمع تر از حسینیه ها و مساجد خواهند شد.

فرهنگ ساکنان ایران بسیار بسیار بالاتر از آن چیزی است که تصورش را جوامع دیگر می کنند.

عربستان اگر آزادی کامل داشته باشد، حجاب باز وجود دارد، و لی ایران نه. نمونه بارز آن را در سفر های خارج کشور می شود مشاهده کرد به محض عبور اتوبوس یا هواپیما از مرز ایران روسری ها برداشته می شوند و هیچ نمادی از اسلام باقی نمی ماند.

بله مردم ایران ، آن گونه کا اسلام و بربریت حاکم خواست زیر بار غیرت و ناموس و این اراجیف نرفتند.

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 22:17 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384


مصاحبه راديو پژواک با عبدالله دارابى و مجيد حسينى

گزارش دوم از مريوان

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 22:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384

جوابی به نوشته محمد فتاحی

اینبار پیشانی خود را نشانه رفته ای

 محمد فتاحی عضو کمیته مرکزی حزب حکمتیستها است، که من هم عضو همان حزب هستم.

از من پرسیدند چه را دوست داری؟ گفتم آرامش و یک زندگی در دنیایی آرام، گفتند پس چرا آرامش خود را بهم زدی  و وارد دنیایی سیاست شدی؟ گفتم برای انسانها و برای تغییر زندگی انسان. گفتند از چه چیزی به خاطر سیاست خواهی گذشت؟ گفتم حقیقت.

هر گاه حقیقت با سیاست رو در روی هم قرار گیرند، بی گمان من حقیقت را انتخاب خواهم کرد.

وقتی در مورد  فراخوان های نا مسئولانه حمید تقوای و حزبش نوشتم ، یقین داشتم این از لحاظ سیاسی درست نیست و به شخصیت سیاسی من ضربه می زند! چرا که از دیده همگان ما متعلق به یک جنبشیم. ولی چون حقیقت چیز دیگری بود، و چون نجات جان انسانها در میان بود، من حقیقت را انتخاب کردم، و نوشته ( رهبر نامسئول) را در نقد نظرات حمید تقوای نوشتم.

من به کسی توهین نکردم! فقط گفتم کشتن انسانها به اسم تمرین انقلاب جنایت است، هنوز هم می گویم. زیرا اساس زندگی من تغییر زندگی انسان است  و اگر من در نقد کسانی که خواسته یا ناخواسته دست به کشتن انسانها و کشته شدن انسانها می زنند، ساکت بنشینم! در پیش وجدان خود و انسانیت متمدن خود را گناه کار می دانم. من در جواب حمید تقوای فقط یک جمله نوشتم که فراخوان های بی موقع و هر روزه شما اگر باعث کشته شدن کسی شود چه کسی جواب گو است؟ و فقط همین.

 ولی گویا همین یک جمله نوشته من از نظر محمد فتاحی ،" فحاشی سوسیالیستی" و ..... هزار یک توهین دیگر خوانده شده است.

افشایی  سیاستهای زد مردمی نه اینکه فوش نیست، بلکه یک احساس مسئولیت نسبت به جان مردم بی گناه است. که از نظر آقای فتاحی فوش قلمداد شده است!.

از همه کسانی که این مطلب را می خوانند درخواست دارم نوشته من ( رهبر نامسئول) و نوشته محمد فتاحی (  فحاشی های سیاسی) را یک بار بخوانند و قضاوت کنند.

ولی چرا آقای فتاحی در نوشته چنین مقاله ای تعجیل کرده اند؟ این سو.ال را باید از خود ایشان پرسید .

ولی جواب من این است که آقای فتاحی بیش از اندازه تند رو هستند ! گاهی در نقد جریانات دیگر کاملا تند روی می کنند و گاهی چهره ای چون امروز می گیرند ! و در دفاع از نقد به اصطلاح سالم و غیر فحاش رو در روی دوستان خود شمشیر می کشند. من به کسی توهین نکرده ام . ولی محمد فتاحی با این نوشته و فحاشی خواندن نوشته های من، به من توهین کرده است. من دیگر بعد از این جریان انتظاری از آقای فتاحی برای پس گرفتن نوشته اش ندارم.

 ولی اینگونه خود شیرینی ها از نظر من محکوم و قابل نقد است. نمی شود گاهی نقد کرد و فردا به دلایل دیگری خود شیرینی کرد! این دنیای سیاست و دنیای واقعی در گیری های سیاسی و راه حل های نجات انسان و انسانیت است، بازی پلی استیشن نیست که هر دفعه یک راه را امتحان کنی.

یک توصیه

آقای فتاحی اینبار تفنگ نقد کردنت پیشانی خودت را نشانه گرفته است، چکاندن ماشه همان و خود کشی همان است.

کمونیسم، کمونیست کارگری، و اکنون کمونیست_حکمتیست، یک مشکل اساسی دارد، و آن هم این است که جا را تنگ می بینیم، و مانع توده ای شدن حزب می شویم. دیگران را بازی نمی دهیم، هرچند بارها این روش نقد شده است ولی باز در حزب جای خود را دارد. باید چاره ای اندیشید.

در نوشتن و نقد کردن هر کس و هر نوشته لحظه ای فکر کردن هم بد نیست. 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 22:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384

خبر جدید از گارد آزادی

رهبران کمونیست در میان مردم  

ساعاتی قبل روستاهای "چور و نه نه" واقع در کنار یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی رژیم در" بیه که ره"  به طور همزمان پذیرای مجید حسینی و عبداله دارابی و چندین واحد گارد آزادی بودند.

 

·      استقبال زنان، مردان، جوانان و نوجوانان این دو روستا  ازرهبران و چهره های آشنای  سه دهه مبارزات خود  و از واحدهای گارد آزادی بی نظیر بود.

 

در ادامه حضور سیاسی رهبران حزب حکمتیست در میان مردم مریوان امشب ساعت 8 مجید حسینی و عبدالله دارابی به طور همزمان وارد دو روستای چور و نه نه شدند. روستاهای چور و نه نه واقع در محور اصلی سنندج، مریوان و در نزدیکی بزرگترین پایگاه رژیم در بیه که ره موقعیت حساس نظامی دارند. به این منظور فرماندهان و کادرهای با تجربه و کاردان گارد آزادی رفقا خالد علی پناه، یدی کریمی، سردار نگلی و کمال مربزان واحدهای گارد آزادی را در آرایشی مناسب سازمان داده و به دو بخش تقسیم شده وبخشی به همراه عبدالله دارابی و بخش دیگر به همراه مجید حسینی وارد این روستاها شدند.

 

به محض اطلاع مردم از حضور چهرهای محبوب و آشنای 30 سال مبارزه انقلابی مردم مریوان و  منطقه زنان و مردان و جوانان و نوجوانان به استقبال آنها و واحدهای گارد آزادی آ مدند. جمعیت وسیع و پر شور دورشان حلقه زدند.  عبدالله دارابی و مجید حسینی از بلندگوهای مسجد دو روستا  برای حضار سخنرانی کردند. نشریات و ادبیات حزب و پیام کتبی عبدالله و مجید وسیعا پخش شد. 

 

در پایان واحدهای گارد آزادی و رهبران حزب حکمتیست در هماهنگی با هم هر دو روستا را در میان شور و شوق بی نظیر مردم ترک کردند.

جزئیات بیشتر این حرکت موفق را دراطلاعیه های بعدی به اطلاع میرسانیم.

 

درود بر رهبران کمونیست

درود بر گارد آزادی

 

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

 

24 مرداد 1384 – 15 اوت 2005

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 1:10 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384

خبر جدید

رهبران کمونیست در میان مردم

*رهبران حزب حکمتیست به مشکلات و شکایات مردم رسیدگی میکنند.
* به دنبال التیماتیوم خالد علی پناه از فرماندهان گارد آزادی  یکی از همکاران اطلاعات رژیم از مردم معذرت خواهی کرد.
* به دنبال حضور گارد آزادی هلی کوپترهای نظامی جمهوری اسلامی بر فرازحومه  شهر مریوان به پرواز در آمدند.

در اطلاعیه شماره 1 به اطلاع رساندیم ، عبداله دارابی و مجید حسینی از اعضاء رهبری حزب حکمتیست  شنبه 22 مرداد ماه تحت حفاظت  واحدهای "گارد آزادی" حزب حکمتیست به روستای  "لنج ئاوا"(لنج آباد)  که در 3 کیلومتری شهر مریوان و پادگان رژیم  قرار دارد، وارد شدند.
بمحض ورود آنان به روستا مردم دسته دسته و  بویژه جوانان این روستا به استقبال  آنان رفتند.   به محض اطلاع مردم از حضور رهبران محبوب خود  عبداله دارابی و مجید حسینی در میان نیروهای گارد آزادی شور و شوق زیادی در میان جمعیت حاکم شد. به دنبال 2 بار سخنرانی عبدالله  و مجید  جمعیت حاضر بحث و گفتگوهای چند نفره را با رهبران و کادرهای حزب حکمتیست ادامه دادند. فرماندهان و مسئولین گارد آزادی رفقا خالد علی پناه، یدی کریمی، کمال رضایی (مربزان) و سردار نگلی بعد از آرایش دادن منظم واحدهای گارد آزادی در مناطق حساس و اطراف روستا و محلات ورودی جهت تامین امنیت اجتماع مردم ، خود نیز در میان جمعیت حاضر شدند و پای صحبتها ی مردم نشستند. مردم با روحیه و با جسارت بخشا شکایات خود را از کسانی که با رژیم همکاریهایی دارند. مطرح میکردند. در یک مورد نزد خالد علی پناه شکایت از یکی  از همکاران اطلاعات رژیم طرح شد که در میان جمعیت حاضر بود. خالد  علی پناه در صحبت کوتاهی پایان کار جمهوری اسلامی را ترسیم کرد. به همکاران رژیم و فرد مورد  شکایات التیماتیوم داد که دست از همکاری با رژیم بردارند و سرنوشت خود را به این رژیم بیش از این گره نزنند. از فرد مورد شکایت خواست از مردم معذرت خواهی کند و اعلام کند  به همکاری با رژیم ادامه نمیدهد. فرد مذکور در مقابل مردم چنین کرد.
بخش دیگری از صحبتهای مردم سئوالاتی در باره احزاب ناسیونالیست حاضر در کردستان بود . مجید حسینی وعبدالله دارابی و دیگر رفقا با حوصله در مورد ماهیت این احزاب و سیاستهای ضد انسانی ناسیونالیسم برای مردم صحبت کردند. مردم را به انتخاب آلترناتیو آزادیخواهانه و حزب حکمتیست فراخواندند.
پیام مشترک مجید حسینی و عبدالله دارابی و سند منشور سرنگونی وادبیات حزب در تیراژ زیادی پخش شد .
روز بعد از حضور گارد آزادی در حومه شهر و روستای لنج آوا جمهوری اسلامی آماده باش شدید تری به خود گرفت و هلی کوپترهای نظامی بر فراز حومه شهر به پرواز در آمدند. حضور رهبران حزب حکمتیست و گارد آزادی وسیعا در میان مردم پخش شده و با استقبال گرم مردم روبر است .  

  کمیته کردستان حزب  کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
2 مرداد ماه 1384 –15 اوت 20054

نوشته شده توسط عباس رضائی در 15:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384

پيام عبدالله دارابی و مجيد حسينی

 

مردم انقلابی کردستان

کارگران، زنان،جوانان!

 

اکنون چند هفته از اعتراض و مبارزه برحق شما عليه جمهوری اسلامی ميگذرد. شما مردم انقلابی کردستان يکبار ديگر نشان داديد که توحش و بربريت جمهوری اسلامی را بی جواب نميگذاريد. هرچند مبارزه و اعتراض اين دوره عليه جمهوری اسلامی نيز بدون تلفات پيش نرفته است اما تا همينجا درس زيادی به حکومت اسلامی داده ايد. دستان مبارز و خستگی ناپذيرتان را بگرمی ميفشاريم. ما با حکومت خشونت و زور و سرکوب اسلامی روبرو هستيم و حکومت خشونت و زور و سرکوب را تنها با اتحاد و همبستگی قدرتمند ما ميتوان و بايد به عقب راند .ادامه

نوشته شده توسط عباس رضائی در 0:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384

خبر جدید

                          رهبران کمونیست در میان مردم

 

عبدالله دارابی و مجید حسینی از رهبران حزب حکمتیست در حومه شهر مریوان حضور دارند

 

* واحدهای حفاظتی گارد آزادی در این حرکت عبدالله دارابی و مجید حسینی را همراهی میکنند.  

مجید حسینی                                  عبه داربی

مجید حسینی                                                                            عبدالله دارابی

 

 

غروب دیروز  شنبه 22 مرداد ماه 1384 برابر با 13 اوت 2005 ، عبداله دارابی و مجید حسینی  از رهبران کمونیست محبوب مردم در تداوم حضورشان در منطقه  وارد روستای  "لنج ئاوا"  در 3 کیلومتری پادگان مریوان و چسپیده به شهر شدند. واحدهای  حفاظتی گارد آزادی متشکل از جوانان و مردم داوطلب و پر شور تحت هدایت کادرهای با تجربه حزب حکمتیست رفقا خالد علی پناه، کمال مربزان ، یدی کریمی و سردار نگلی امنیت این حضور سیاسی را تامین کردند.   مجید حسینی و عبدالله دارابی در میان شادی و سرور و  استقبال بی نظیر مردم  از طریق بلند گوی مسجد دو بار  برای حضار سخنرانی کردند. سپس چند ساعت با مردم، جوانان  به بحث و گفتگو نشستند. ادبیات حزب حکمتیست ، منشور سرنگونی و پیام کتبی عبدالله دارابی و مجید حسینی    وسیعا پخش شد. ناگفته نماند بخش مهمی از این ادبیات و پیام از قبل در سطح شهر مریوان پخش شده بود.  حضور رهبران کمونیست در میان مردم کردستان در این دوره بخشی از پروژه حزب حکمتیست برای بسیج و سازماندهی مردم انقلابی کردستان علیه جمهوری اسلامی و کسب آمادگی حزب و مردم برای رویارویی نهایی و سرنگونی قطعی  جمهوری اسلامی است.  حضور مجید حسینی و عبدالله دارابی و واحدهای گارد آزادی در منطقه ادامه دارد و مردم مبارز را به مراجعه و ملاقات و دیدار و طرح نقطه نظراتشان با رهبران و کادرهای حزب حکمتیست دعوت میکنیم .

 

ما در اطلاعیه های بعدی  مردم آزادیخواه و سرنگونی طلب را در جریان تداوم گشت و حضور رهبران حزب حکمتیست و واحدهای گارد آزادی قرار میدهیم.  

 

زنده باد آزادی ، برابری ، حکومت کارگری

مرگ بر جمهوری اسلامی

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

23 مرداد 1384 – 14  اوت 2005

 

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 19:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384

عکسهای از سنندج

شماره1  2  3  4  5  6  8

سخنرانی کورش مدرسی در کنفرانس جوانان حکمتیست ۵ اگوست۲۰۰۵

گوش کنید                                                               دانلود کنید

سخنرانی بهرام مدرسی در معرفی سند مبنای فعالیت های سازمان در کنفرانس اول

گوش کنید                                                               دانلود کنید

پوستر سازمان جوانان حکمتیست                                آرشیو نشریه کمونیست

                                        آرشیو نشریات حکمتیست

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 14:34 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384

جعفر آئين‌‏پرست، هم سهم می خواد.

سرقت در روز روشن

جعفر آئین پرست نماینده مهاباد در مجلس در اظهار نظری شگفت انگیز مبارزات اخیر  مردم در کردستان را،  به سهم خواهی کردها از دولت احمدی نژاد ربط داد! او در این مصاحبه با وقاهت تمام مردم کرد زبان غرب کشور را مردمانی رنج دیده ، قانع،و سازگاری می نامد که در شکل گیری جمهوری اسلامی نقش داشته اند!.

جای بسی تاسف است که این غلام حلقه به گوش رژیم فراموش کرده است، که خواستهای اعتراضات اخیر چه بود؟ گویا ایشان فراموش کرده اند که مردم ساکن کردستان نه تنها در ضد انقلاب اسلامی شرکت نکردند، بلکه علیه آن سالها مبارزه کرده اند . آقای آئین پرست، زمان لشکر کشی به سنندج و مهاباد در سال های آوایل انقلاب شما کجا بودید؟ آیا ندید ماها ستونهای نظامی حکومت  پشت سر هم به کردستان حمله کردند ؟تا  مردم  منطقه با فشار نظامی از ضد انقلاب اسلامی شکست خوردند. من یقین دارم که به یاد دارید و لی منفعتتان اینگونه  است که دروغ بگوید. که ریاکاری کنید، که لونگی جلوی احمدی نژاد بندازید.

مبارزات مردم  در چند هفته اخیر و بخصوص اوج آن در 16 مرداد مشت محکمی بود، هم بر دهان جمهوری اسلامی و هم ناسیونالیستهای اپو زسیون و طرفدارن خجلشان در داخل.

شما خود این توهین در روز روشن به مردم مبارز در کردستان و خانواده کسانی که در این حوادث جان باختند، و 1000 نفری که هم اکنون نیز در بازداشت به سر می برند را محترمانه به پرونده قطور جنایاتتان اضافه کنید. درو نیست آن روز که این پرونده ها رو شوند.

سرقت در روز روشن

مبارزات مردم در کردستان و 16 مرداد متعلق به جنبش دیگری است! شما نمی توانید آن را قربانی خواستهای غیر انسانی خود کنید.

دو جنبش در کردستان در حال  بهره برداری از مبارزات مردم هستند. حزب فاشیست ماجراجوی پژاک و بقیه ناسیونالیست های کرد، در حال نسبت دادن این جریانات به خود هستند. آنها در صدد هستند با استفاده از این حرکتها  حزب خود را مردمی بنامند، تا شاید مورد لطف مذاکره با امریکا قرار گیرند، تجربه عراق و ساخت ساز ناسیونالیستهای کرد عراقی با امریکا این راه را جلوی پای برادرانشان در ایران گذاشته است. این جنبش ضد مردمی و به شدت ارتجاعی و عقب افتاده، در حال ماهیگیری از آب گلالود است. ( شاید همه خبر گروگان گیری های اخیر پژاک را در ارمیه شنیده باشید)

جنبش دوم جنبش کردهای دو خرداد وابسته به حکومت است، این جنبش بعد از شکست دو خرداد  به فکر استفاده از این شرایط و این اتفاقات اخیر افتاده است. این شکست خورده ها ، دو خردادی های سابق و فرزندان خلف خمینی با استفاده از این اتفاقات رسما از دولت احمدی نژاد تقاضای حضور در کابینه را کرده اند! و این گونه نمایان می کنند که گویا مبارزات رادیکال اخیر در کردستان برای سهم خواهی کردها از دولت آینده بوده است. این بوضوح روشن است، که درخواست فراکسیون کردهای مجلس برای ملاقات با احمدی نژاد پشت در های بسته کاملا نشان گر این واقعیت است. واکنون بعد از جوابهای ردی که گرفتند، خجلانه دارند گلایه می کنند.

جنبش رادیکال قوی، سازمان رادیکال ضعیف

مشکل ایران و بخصوص کردستان کاملا مشخص است!.

جنبش عظیم برابری طلبی و آزادی خواهی در کردستان بر کسی پوشیده نیست(قصد من انکار وجود جنبش ناسیونالیستی کرد هم نیست) ولی این جنبش داری تشکلی به وسعت جنبشش نیست. و 16 مرداد به وضوح این ماجرا را نشان داد زیرا 16 مردا اولین هماهنگی جنبش چپ در ایران بود! آنهم به ابتکار چند حزب به وجود آمد. ولی این وحدت عمل، برای رسیدن به یک هدف مشترک یقینن پا برجا نخواهد بود ، زیرا کومله(شاخه کردستانی حزب کمونیست ایران) بعد از این واقعیت فاش ساخت که قصد همکاری با دمکرات را در این جریان داشته است که خوشبختانه مورد قبول حزب دمکرات واقع نشده است. زیرا در این صورت به چنین موفقیتی دست پیدا نمی کرد. جنبش رادیکال در کردستان سازمانی می خواهد به وسعت جنبشش، اگر این امر بوجود اید یقینن کردستان قلعه ای خواهد شد، در دفاع از آزادی و برابری در ایران، و دروازه قیام مردمی در آینده نزدیک.

 

نوشته شده توسط عباس رضائی در 0:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم مرداد 1384

آستین ها را بالا بزنید، گرسنگی در راه است

 

ایران دارد اروپا را تحریک به پیوستن به آمریکا می کند، تا با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت دست به   تحریم اقتصادی علیه ایران بزنند!.                                                                                             

جمهوری اسلامی خوب می داند که اکنون آمریکا نه توان حمله به ایران را دارد و نه دنیایی متمدن چنین اجازه ای به آمریکا می دهد.

تمام تهدیدهای آمریکا بازی موش و گربه ای بیش نیست، این را هم من می دانم هم همه مردم وهم رایس و هم خامنه ای.

تنها کاری اکنون از دست آمریکا و متحدانش در اروپا بر می آید. ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و در پی آن تحریم اقتصادی ایران است.

فواید تحریم اقتصادی علیه ایران!

مهمترین جنبشی که تحت تاثیر تحریم اقتصادی قرار می گیرد، جنبش سرنگونی طلبی است که اکنون در ایران دارد اوج می گیرد.

حکومت بعد از تحریم اقتصادی دیگر جوابگوی هیچ خواستی نخواهد بود.

 گرسنگی ، بیکاری، خلاصه همه چیز تقصیر تحریم می شود. هرگونه اعتراض به جرم دفاع از دشمن خارجی به وحشیانه ترین نوع سرکوب می شود. مردم از این که هستند، گرسنه تر می شوند و فکر ذکر مردم نان می شود برای بچه های شان.

 فقر و فحشا مشکل اصلی می شود، سیاست از خانه های گرسنه رخت بر می بنند. و حکومت با پول و نان می تواند مز دوران گرسنه بیشتری به خدمت بگیرد.

 فواید دیگر

 این حکومت به حکم اینکه تحریم شده است ، دست و بال خود را برای  درست کردن بمب های اتمی باز تر می بیند زیرا دیگر مجبور به پنهان کاری و جوابگوی به کسی نیست.

در این فاصله چین در رقابت با آمریکا یقینن حتی اگر در پشت صحنه باشد، به ایران کمک می کند، زیرا ایران اتمی  تنها کشوری است که می تواند نقش هند برای چین را برای آمریکا بازی کند.

روسیه دوست وفادار و خجالتی ایران هم یقینن تمام بازار خود را  در ایران از دست نخواهد داد.

چین و روسیه اگر به ایران کمک کنند مطمئنا کمکهای شان شیر خشک برای بچه ها و نان  نخواهد بود.

باید جنبید وقت تنگ است

زیرا اگه جنبش سرنگونی در ایران بیشتر از این اوج بگیرد یقینن نه آمریکا و نه بقیه کشورها، نمی توانند دست به تحریم کشوری بزنند که در حال تحولات گسترده است.

 معتقدان به تغییر گام به گام و مخالفان قیام باید این شرایط ویژه را درک کنند.

 هفتاد میلیون مردم ایران را گرسنگی ، فقر و فحشا تهدید می کند.

باید چاره ای اندیشید.

شاید بسیاری از رجال سیاسی  قضیه را اینگونه که من تقصیر می کنم حاد نمی بینند! ولی حتی اگه یک درصد امکان داشته باشد که ایران تحریم شود. باید از هم کنون  آستین ها را بالا زد.

مسئله اینجا نه حزب است، نه ملت ، نه محل سکونت .

مسئله کودکان گرسنه است، مسئله جامعه ای غرق در فقر فحشا است.

                                                                                                        

نوشته شده توسط عباس رضائی در 19:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم مرداد 1384

لایو8 ، اميدها و توهمات

 

دو ژوئیه با ابتکار باب گلدوف، خواننده و آهنگساز، در لندن و  9 شهر دیگر دنیا  ستارگان پاپ دنیا آهنگهای همبستگی عليه  فقر را سرودند. بازگشت پينك فلويد، جهان را بياد رابطه زيباى موسيقى و اعتراض انسانى مردم در دهه هاى گذشته انداخت. براد پيت بازيگر هاليود گفت : بگذاريد از اين به بعد محل تولد ما تعيين كننده خوشبختى و فلاكت ما نباشد.... ما ميتوانيم نسلى باشيم كه دنيا را عوض كند....

اگر چه تركيب و هدايت اين كنسرت را با بيل گيتس وساپورت جريانات پارلمان نشين حامى نظم موجود جهت مهار خواسته هاى ضد سرمايه دارى جهان مخلوط كردند، اما موزيك پاپ پوسته اسارت و حقارت دو دهه اخير را با اين كنسرت شكست. مستقل از اين جهان پاپ بار ديگر خاطره سركشى دهه هاى شصت و هفتاد را نمايش داد. موزيك بايد زبان نقد و جلوه دادن زيبايي ها باشد مردم اين طور دوست دارند. تا جايى  كه به اجلاس گ ٨   بر ميگردد، خواسته های انسانی دوم ژوئیه یقینا تغییری اساسى  در نشست  هشت کشور ثروتمند دنیا نخواهد گذاشت.

 شاید این جنبش بتواند فشارى بر اين  کنفرانس، موسوم به گروه هشت  که در تاریخ 6 ژوئیه برگذار  می شود داشته باشد. اما يقينا عاملان فقر نميتوانند ناجيان هم باشند، اين آن توهمى است كه نبايد اجازه داد اميدها را به آن گره بزنند خواستها بسیار انسانی و ساده است! اما راه حل ها به اين سادگى نيست، بايد از اين حركت براى دست بردن به ابزارها و راه حل هاى واقعى استفاده كرد.

مادونا در آغاز، قبل از شروع به خواندن  در سخنان کوتاهی گفت" آیا آماده انقلاب هستید؟آیا آماده تغیر مسیر تاریخ هستید؟" جمله های زیبای  بود. ولی آیا تغیر مسیر تاریخ  و انقلاب در دنیایی کنونی را می شود در نشست گروه 8 جستجو کرد؟ آیا تاریخ سازان دنیایی کنونی خواهند خواست که تاریخ ساخته دست خود را که با سرکوب  صدها هزار نفر و و کشتارهای چند دهه ای بدست آورده اند تغییر دهند؟ نه این هم برای همه و هم برای برگزار کننده های لایو 8 مشخص بود .

این جنبش وسیع در دنیایی کنونی که سالها است توسط همین کسانی که امروز نشست گروه 8 را تشکیل می دهند  با

 تمام  امکاناتشان سرکوب شده است را چگونه می توان برای تغییر مسیر تاریخ به زیر یک پرچم کشید.

سردمداران گروه هشت  خود  مسبب اصلی  وحامی  این فقر هستند. چگونه می شود تردید داشت که می شود از این گونه افراد و این نشستها انتظار داشت به روند سود رسانی سرمایه در دنیا لطمه ای وارد کنند .

فقر زدای در دنیا بدون از بین بردن ریشه های  واقعی آن در جامعه و داشتن  راه حل  و انترناتیو درست برای آن ممکن نخواهد بود. دنیایی سرمایه داری ، خود ریشه اصلی این فقر و این بدبختی های است که در آوازهای لایو 8 سروده شد.

آما ریشه های  جنبش وسیعی که بسوی این کنسرتها سرازیر شد از عمق انسان دوستی  و برابری طلبی انسانها  زاده می شود، از اینکه 99 درصد انسانها، زندگی مرفه را هم برای خود می خواهند هم برای همسایه و هم برای کودکان گرسنه در سودان و اوکاندا. دنيا با لايو ٨ زيباتر و دل پذير تر است، بايد اين گونه كارهاى هنرى را تقويت كرد اما زمانى خواست مردم و از جمله لايو ٨ تحقق ميابد كه بطور واقعى بتوان تغيير ايجاد كرد.

از بین بردن کار مزدی، و غالب کردن، کار برای نیاز بجای سود ، برداشتن مرزهای سود آور در دنیایی کنونی، تنها با سوسیالیسم امکان پذیر است. سوسیالیسمی که انسانها را بر حسپ  سرمایه و ملیت و قاره تقسیم نمی کند. سوسیالیسمی که سالهای سال است همین حامیان سرمایه بر علیه اش تبلیغ کرده اند. در جامعه اى كه هنر و موزيك وسيله توجيهى و ابزار تمكين نباشد استعدادهاى هنرى ميليونها انسان در توضيح خواست انسانى انسان به زبان هنر چنان تغيير خواهد كرد كه گوش و هوش سپردن به آن به هر لحاظ لذت بخش ميشود.

 

 

                                                                                                                    

نوشته شده توسط عباس رضائی در 13:44 |  لینک ثابت   •